تبلیغات
هابیل - كنكاشی در تفكیك دو نوع زیست در حوزه‌های علمیه
فیدها:
ATOM
RSS
عضویت در خبرنامه

كنكاشی در تفكیك دو نوع زیست در حوزه‌های علمیه


در حوزه‌های علمیه، بحث زیّ طلبگی جزء اولین مواردی است كه یك طلبه با آن آشنا می‌شود و سعی می‌كند خود را به آن نزدیك كند. متأسفانه برای زیّ طلبگی تا به حال قواعد و قوانین منظم و ساختارمندی نگاشته نشده است، بلكه میزان و معیار برای رعایت زیّ طلبگی، همیشه و در همه‌ی ادوار تاریخی همان قواعدی بوده است كه علما و فقهای دین آنها را به تناسب و به طور شفاهی برای طلاب علوم اسلامی مشخص می‌كردند و از آن‌ها می‌خواستند تا این قواعد را اجرا كنند. در اینجا قصدم بر آن است تا در این "زیّ" تفكیك قائل شده و مشخص سازم كه آنچه را كه اكثرا به عنوان زیّ طلبگی می‌شناسند و سعی در تطبیق خود با آن دارند، زیّ روحانیت است، نه زیّ طلبگی.

زیّ طلبگی را آنچه تعریف كرده‌اند كه بر یك دانشجوی علوم اسلامی واجب است تا رعایت كند و معیار تفاوت اوست با سایرین. این معیارها گاه چنان مورد توجه بوده است كه شخص طلبه با اعمال نكردن آنها از حوزه‌های علمیه اخراج شده است و منجر به آن شده تا شخص طلبه، از شهریه‌ی حوزه‌های علمیه (به عنوان اصلی‌ترین بازو در فشار به یك طلبه) محروم گردد. درستی و یا عدم درستی این رفتار با طلاب را به بحث نمی‌گذاریم كه خود بحث مجزایی را می‌طلبد و می‌خواهد، كه آسیب شناسی مدیریت حوزه است و بحثی است كلی‌تر.

زیّ طلبگی در حوزه‌های علمیه‌ی قدیم و جدید دارای تغییرات و تحولات مختلفی بوده است. چنان كه یك عمل در یک زمان ضد زیّ طلبگی بوده است و حال، خیر و یا بالعكس. یعنی عملی كه حال، مخالف زیّ طلبگی شناخته نمی‌شود، در آن زمان مخالف زیّ طلبگی پنداشته می‌شده است. این دگرگونی‌ها شاهد بر این مدعاست كه قواعد فوق زمانی‌ست و بر اساس زمان، دچار تغییر و تحول می‌شود. پس به طور مطلق نمی‌توان قواعد ثابتی را میزانی جهت شناخت تعلق و یا عدم تعلق این صفت به یك طلبه قرار داد.

از مواردی كه برای زیّ طلبگی ذكر می‌كنند، رعایت موارد ظاهری است كه از آنها می‌توان به حفظ شارب و لباس‌ها اشاره كرد. موردی كه بیشترین درگیری را در حوزه‌های علمیه در پی داشته است. حفظ ظواهر كه به عنوان اصلی‌ترین شاهد بر صدق و عدم صدق "طلبگی" بر یك شخص استفاده شده است و می‌شود، همیشه و همیشه در درگیری با سلایق اشخاص ضربه دیده است. بر حسب تناسب، یك تیپ ظاهری مخالف زیّ طلبگی شناخته شده است و تیپی دیگر موافق آن. و ممكن است این مورد در دید سایرین به صورتی برعكس تثبیت شده باشد.

نگارنده اكثر این موارد را جزء ساختِ روحانیت و زیر شاخه‌ی زیّ روحانیت می‌داند، و نه طلبگی. این موارد، یعنی حفظ ظاهر، مخصوص كسانی است كه بعدها می‌خواهند در كسوت روحانیت به تبلیغ معارف غنی اسلامی بپردازند و در همین كسوت نیز روزگار بگذرانند. و حال آنكه امروزه بسیاری از افرادی كه در حوزه‌ها به یادگیری علوم اسلامی می‌پردازند، لزوماً هدفشان این نیست كه روزیّ ملبس شوند و كسوت روحانیت را اختیار كنند. بر همین اساس رعایت زیّ روحانیت نباید بر این دسته تحمیل شود، چرا كه نه جایز است و نه نتایج درستی را به بار می‌آورد. گاه این فشارها كه به علت خواستگاه اشتباه بعضی مدیران حوزه‌های علمیه اعمال می‌شود، نتایج منفی و مضری را باعث می‌گردد. این عدم تفكیك میان دو نوع "زیّ" و زیّست باعث گردیده است كه سلایقِ شخصی خاص و یا عده‌ای خاص، بر عده‌ای دیگر تحمیل گردد و گاه طلاب حوزه را به كسانی تبدیل كرده است كه در مقابل حوزویان قرار گرفته‌اند. و این ره آورد عدم تفكیك میان زیست طلبگی است با زیست روحانیت.

مورد بعدی انجام بعضی فرائض است. بر همه كس نمایان و هویداست كه در اسلام احكام در غالب پنج نوع حكم قرار داده شده است: واجب، مستحب، مباح، مكروه و حرام. خارج از این موارد و احكام، در اسلام شاخه‌ی دیگری وجود ندارد. این تقسیم‌بندی‌ها مخصوص عده‌ای خاص نیست و مربوط است به همه‌ی مسلمان‌ها و همه‌ی كسوت‌ها. مثلا فریضه‌ی نماز بر همه‌ی مسلمانان و در همه‌ی زمان‌ها و مكان‌ها واجب است، استثنا بردار هم نیست. آنچه كه خوب است و باید تبلیغ شود، انجام و یا عدم انجام اعمال با این معیارهاست. شخص باید در جهت آسمانی شدن، انجام واجبات و ترك محرمات را در برنامه‌ی خود قرار دهد. اگر بیش از این هم انجام پذیرفت و شخص بر مستحبات خویش را عادت داد و بر ترك محرمات فائق آمد، برای خویش خوب و پسندیده است. یعنی انجام مستحبات و ترك محرمات توسط همه و مخصوصاً كسانی كه مرحله‌ی قبل یعنی انجام واجبات و ترك محرمات را تا حدودی طی كرده‌اند، باعث خواهد شد تا شخص آسمانی‌تر گردد. این نیز در مورد همه‌ی مسلمانان صادق است و نسبت به كسوت‌های مختلف، برابر و مساوی. اما بر اساس آنچه كه شنیده‌ایم و دیده‌ایم، مستحبات و مكروهات در بعضی مراكز آموزشی- حوزوی از حد تأكید خارج شده و اجباری شده است. گویی احكام جدیدی از آسمان وحی شده است كه تبدّل در برخورد بعضی حوزویان (كه كم هم نیستند) را باعث گردیده است. (متأسفانه مثال آوردن برای اینگونه قانون‌های خودساخته، باعث رنجشِ خوانندگان می‌شود و به همین دلیل در اینجا مثالی نمی‌آورم.)
نگارنده این كار را در هیچ كدام از موارد فوق (زیّ طلبگی ـ زیّ روحانیت) نه تنها جایز نمی‌داند كه نهی و نفی می‌كند. این موارد مربوط به حوزه‌ی فردی‌ست، نه حوزه‌ی اجتماعی طلبه و روحانی. در حالی كه زیّ طلبگی مربوط به حوزه‌ی اجتماعی طلبه و روحانی است. یعنی حتی اگر بتوان جواز اجباری شدن نوعی زیست خاص را بر حوزه‌ی اجتماعی طلبه و روحانی صادر كرد، نمی‌توان در حوزه‌ی خصوصی شخص دخالت كرد و اجبار فوق را حاكم دانست.

پس به صورت خلاصه، بنابر آنچه كه گفتیم؛

ـ در حوزه‌های علمیه دو نوع زیست باید پذیرفته شود؛ زیست مخصوص كسانی كه قصد تلبس را دارند و زیست كسانی كه فقط قصد یادگیری علوم اسلامی را دارند. زیّ و زیست گروه اول را زیّ روحانیت نامیدیم و زیست و زیّ مخصوص گروه دوم را زیّ طلبگی.

ـ زیست های فوق (زیّ طلبگی ـ زیّ روحانیت) منحصر در جنبه‌ی اجتماعی دانشجویان علوم اسلامی است و به حوزه‌ی فردی و خصوصی فرد ربطی ندارد و اگر احیاناً اجباری هم پذیرفته شود، در جنبه‌ی اجتماعی باید لحاظ شود، نه در جنبه‌ی خصوصی و فردی.

دیدگاه ها ( )

مطالب مرتبط : کانون اندیشه جوان , سایت آفتاب ,