تبلیغات
هابیل
فیدها:
ATOM
RSS
عضویت در خبرنامه

كالباس از آشغال‌گوشت‌های گوساله و اونجای ِ گاو درست می‌شود

ما بوی قرمه‌سبزی را به بوی ِ هات‌داگ ترجیح می‌دهیم. ما ترجیح می‌دهیم، به جای ِ فلافل ِ بیروتی، دیزی بزنیم. ما كالباس و سوسیس نمی‌خوریم. چون كالباس از آشغال‌گوشت‌های گوساله و اونجای ِ گاو درست می‌شود و ممكن است خوردن ِ اون‌جای گاو، آدم را منحرف كند. ما از نسكاله بی‌زاریم و مارك‌های صهیونیستی را نمی‌پسندیم. چون باور داریم كه خوردن ِ این‌ها، آدم را به بی‌راهه می‌كشد. ما ترجیح می‌دهیم وقت ِ سرما خوردگی، به جای خوردنِ آدولت كولد، عسل آبلیمو بخوریم. ما به غذاهایی كه می‌خوریم دقت می‌كنیم و انظر الی طعامك را قبول داریم. ما سعی می‌كنیم سه روز در هر ماه روزه بگیریم. اول و وسط و آخر. ما فكر می‌كنیم این‌گونه بهتر می‌توانیم زنده‌گی كنیم.

به نظر ِ ‌ما، با شكم ِ‌ سیر نمی‌شود به جنگ ِ با فقر رفت. شكم ِ سیر ِ خیلی‌ها باعث شد كه چندین میلیارد هزینه‌ی تبلیغات ِ انتخاباتی كنند. به نظر ما، خیلی از مسئله‌ها، به خاطر ِ شكم ِ سیر است، وگرنه كدام آدم ِ فقیر می‌آید و اسناد ِ محرمانه‌ی مملكتی را توی دو تا دی وی دی به عنوان ِ گرو، پیش ِ خودش نگه می‌دارد.

به نظر ِ ما، فلان مسئول ِ مملكتی باید آدم ِ به شدت ... باید باشد كه اجازه می‌دهد تا تبلیغ ِ نوشابه از تلویزیون پخش شود. به نظر ِ ما، سیگاری‌ها نیز آدم‌های به شدت اُسكُلی‌ هستند؛ چرا كه وقتی می‌دانند كه این كارشان ضرر ِ ملی و ضرر ِ شخصی دارد، نباید به سیگار كشیدن ادامه دهند.

به نظر ِ ما، غذا خوردن نه فقط بر بدن، كه بر روح و فكر نیز تاثیرگذار است. به نظر ِ ما، این كه فلانی هنوز نفهمیده است كه امكان تقلب در انتخابات وجود ندارد، (اگر واقعن خودش را به  خواب نزده باشد) به خاطر ِ خوردنی‌های‌ش هم می‌تواند باشد. باید پیش‌تر، فكر ِ آن چیزی می‌بود كه می‌خورد. این كه فلانی، نمی‌تواند نمازش را با توجه بخواند، به خاطر ِ این است كه به انظر الی طعامك توجه نكرده است.

دیدگاه ها ( )

بازی وبلاگی به مناسبت ِ 14 خرداد

بازی وبلاگی به مناسبت ِ چهارده خرداد، می‌تواند خاطره‌انگیز باشد. خاطره‌ای از خودمان، پدر و مادرمان، یا یكی از نزدیكانمان، می تواند این روزها را برای‌مان پربارتر كند. به سهم ِ خود، آن‌چه در ذهن دارم را می‌نویسم و دعوت می‌كنم تا دوستان دیگر نیز در این بازی شركت كنند. جالب خواهد بود، زمانی كه نوشته‌های این بازی را در یك وبلاگ ِ اختصاصی جمع كنیم.

***

بوی ِ چهارده خرداد كه می‌آید، یاد ِ خمینی می‌افتم. یاد ِ صبحی كه من و برادر ِ كوچك‌ترم، توی ِ اتاق خواب، ولو شده بودیم و عمه‌ام آمدند تا با هم‌دیگر به دیدار امام برویم. من آن موقع‌ها، كه سه یا چهار سال بیش‌تر نداشتم، نمی‌دانستم امام كیست. سوار ماشین شدیم و رهسپار ِ جماران. ما به همراه ِ مادرمان بنا شد باشیم. مسیر را رفتیم تا نزدیك ِ جماران. گشتن و وارسی و بازرسی. پله‌ها را بالا رفتیم و میان ِ جمیعت قرار گرفتیم. بعضی‌ها گریه می‌كردند. بعضی‌ها گوش می‌دادند. جمیعت زیاد بود و نمی‌شد كسی جلو برود. همه‌ی خانوم‌ها نشسته‌ بودند. و مادرم دوست داشت و می‌خواست كه هابیل، امام را ببیند. كوچكی‌مان كمك كرد تا خودم را جلو بكشم و تا نزدیك ِ نرده‌ بروم. پیچ ِ اول و دوم را كه طی كردم، مردی نورانی، با عمامه‌ای سیاه، با هیبتی كه هنوز كه هنوز است، می‌گیردم، رو به روی‌م روی ِ یه صندلی نشسته بود. چیز ِ زیادی یادم نیست. از آن روز، تنها چند خاطره‌ی كوتاه و مبهم یادم است. همین‌هایی كه نوشتم.

از آن مردی كه آن روز نمی‌شناختم، خیلی چیزها خواندم. اما هنوز كه هنوز است، امام را نشناخته‌ام.

***

دعوت می‌كنم از آذرباد، واژگون، نسیم حیات، آهستان، چای‌نبات، در این بازی شركت كنند و بنویسند.

دیدگاه ها ( )

ما هنوز اهل داد و بی‌داد نیستیم. به ما یاد داده‌اند كه داد و بی‌داد نكنیم و یاد گرفته‌ایم كه كسی داد و بی‌داد می‌كند كه حرفش منطقی نباشد. به ما یاد داده‌اند كه اگر دیدی كسی كولی‌بازی در می‌آورد، معلوم است حرف ِ حق نمی‌زند و طرف ِ باطل است. به ما یاد داده‌اند كه حرف‌ها را بشنویم و از میان‌شان بهترین‌شان را انتخاب كنیم. برای همین است كه ما سایت‌های فیلتر شده را نیز می‌خوانیم و جزء بازدیدكنندگان ِ پر و پا قرص ِ آن سایت‌ها هستیم. شاید باعث شده‌ایم كه تعداد بازدیدكنندگان آن سایت‌ها زیاد شود.

ما خوانندگان ِ شرق و شهروند امروز هستیم و به نظر ِ من، شهروند امروز را بیش‌تر حزب اللهی‌ها می‌خواندند، نه نماز‌خوان‌های ِ سكولار. ما كاری كرده‌ایم كه منطق‌مان و اهل ِ گفت‌وگو بودن‌مان، دشمن را به خطا بیندازد و در تحلیل ِ ایران و ایرانی اشتباه كند. ما كاری كرده‌ایم كه تحقیق‌های جامعه‌شناسی‌ای كه زیر ِ نظر ِ فرنگی‌ها و اجنبی‌ها انجام می‌پذیرد، بی اثر شود. ما داریم كاری می‌كنیم كه پول ِ آمریكایی‌ها و صهیونیست‌ها به جوب ریخته شود و تلف شود. ما كاری كرده‌ایم كه مراكز ِ تحقیقاتی و اطلاعاتی امنیتی زیادی در جهان شكل بگیرند و برای حلِّ مشكل ِ ایران و برای حذف ِ ایران، وقت و هزینه صرف كنند و نتیجه نگیرند و سر ِ كار باشند. این‌چنین است كه ملت ِ ما برای دنیا، شغل‌های زیادی ایجاد كرده است.

دیدگاه ها ( )

ما فرزندان محمد هستیم. محمد ِ اُمّی و محمد ِ خونین‌شهر

ما فرزندان محمد هستیم. محمد ِ اُمّی و محمد ِ خونین‌شهر. ما فرزندان ِ خونین‌شهر هستیم و آزادشده‌ی از دست ِ ظالمان جهان. ما افسران ِ جنگ ِ نرم هستیم و اگر اخلاص داشته باشیم، كارمان ساده‌تر از افسران ِ آزادساز ِ خونین‌شهر نیست و نخواهد بود. آنان بیرق ِ جمهوری اسلامی را در خونین‌شهر باری دیگر برنشاندند و ما می‌خواهیم بیرق ِ اعتقادات ِ جمهوری اسلامی را بر قلّه‌های جهان نصب كنیم. ما در دل‌های هر انسان ِ آزاده، مُهر و مِهر ِ اسلام را خواهیم نشاند.

ما فرزندان ِ سوم ِ خردادیم. ما در دوم ِ خرداد، جشن ِ پیروزی ِ حماسه‌ی ملت را جشن می‌گیریم و در سوم ِ‌خرداد، جشن ِ پیروزی مقاومت را. برای ما، خلق ِ حماسه كار ِ سختی نیست. ما می‌توانیم روزی در كوچه پس‌كوچه‌های خونین شهر و روزی پای ِ صندوق رأی و روزی دیگر، در نه ِ دی‌ماه حماسه‌آفرینی كنیم. ما،  آفت ِ نفاق را كور كردیم و كاری كردیم تا آقایان ِ منافق، حرف‌های ِ در گلو مانده‌ی سی ساله‌شان را بیرون بریزند. كاری كردیم كه سران ِ فتنه، مخالفت‌شان را با حكم ِ اعدام ِ منافقین كه امام صادر كرده‌ بود، علنی كنند. ما كاری كردیم كه منافقان، حمایت‌شان را از تروریست‌های جدایی‌طلب، علنی كنند. ما كاری كردیم كه حماقت ِ جریان ِ نفاق، علنی شود. احمق‌ها را این‌ روزها راحت‌تر می‌توان شناخت. شیخ ِ بی‌سواد و مهندس ِ احمق، یك تركیب ِ مسخره‌آمیز نیست، یك تركیب ِ وصفی‌ست.

امروز، روز ِ ماست و هر روز ِ ما، روز ِ آزادسازی ِ خونین‌شهرهاست. باشد خونین‌شهرهامان، همه، خرم‌شهر شوند.

دیدگاه ها ( )

زنده‌گی با روشن‌فكرترین زن ایران خیلی سخت است. خداوند صبر دهاد

زنده‌گی با روشن‌فكران، كار ِ سختی باید باشد. مخصوصن زنده‌گی با روشن‌فكرترین زن.  به نظر، زنده‌گی با روشن‌فكر ِ زن می‌تواند آدم را مریض كند. امكان دارد به خاطر صحبت كردن با روشن‌فكرترین زن، آدم را توهم بردارد و به اُسكُل‌بازی بیفتد. آن‌قدر كه به ختم ِ آدم‌های زنده برود! این زنده‌گی، می‌تواند آن قدر آدم را متوهم كند كه خیال كند خبری شده است باید ترسا(تشكیلات راه سبز امید) راه انداخت.

زنده‌گی با عروس ِ ترك‌ها و فرزند ِ لُرها، واقعن سخت باید باشد و آدم باید برای آن آدمی كه گرفتار شده است، طلب ِ صبر كند. آدم باید خیلی صبور باشد(!) كه ناموس‌ش، چندین كیلو مواد آرایشی به خودش بمالد و جلوی ِ دوربین عكس بگیرد. آدم باید خیلی صبر داشته باشد كه ناموس‌ش برود و كنار ِ آقای ِ همكار ِ سوروس بنشیند و با همدیگر خوش و بش كنند. صبر ایوب می‌خواهد با كسی زنده‌گی كنی كه دلیل ِ پیروزی ِ شوهرجان‌ش را این بداند كه لُرها به دامادشان رأی می‌دهند و ترك‌ها نیز به فرزندشان. عروس ِ ترك‌ها و فرزند ِ ترك‌ها، هنوز توی ِ چند صد سال ِ پیش سیر می‌كند كه نظام ِ قبلیه‌ای تعیین كننده‌ی همه چیز بود. زنده‌گی با روشن‌فكرترین زن، باعث می‌شود كه آدم توهم برش دارد كه شاید دكترای علوم سیاسی دارد و پشت ِ در ِ اتاق‌ش بنویسد كه مدرك ِ دكترا دارد. زنده‌گی با سومین متفكر جهان باید خیلی سخت باشد و پیدا كردن ِ این‌كه چطور باید از این شخصیت قدردانی كرد، كار سختی باید باشد.

یك نكته را باید در نظر داشت كه زنده‌گی با روشن‌فكرترین زن خیلی سخت است، در زمانی كه خودت، آدم ِ درست و درمانی باشی!

دیدگاه ها ( )


ما بیرق به دستان ِ صدور ِ انقلاب، به همه‌ی اقصی نقاط عالمیم

ما فئه‌ی قلیله نیستیم. ما بی‌شماریم. بیش از 40 میلیون نفر حتا. ما هر هفته، سوار ِ اتوبوس می‌شویم برای نماز جمعه. در نمازجمعه‌های هر هفته، به خاطر ولایت شركت می‌كنیم؛ حتا اگر آن آخوند ِ بی‌بصیرت، خطبه‌خوانش باشد. ما همه جا هستیم. ما در همه‌ی شبكه‌های اجتماعی عضویم. حتا جاسوس‌های سیا و موصاد هم نمی‌توانند آمار ِ دقیق ِ حزب‌اللهی‌ها را در بیاورند. ما در فرندفید و فیس‌بوك و توئیتر هستیم. این سایت‌ها هم برای ما درست شده‌اند تا بتوانیم، صدای ِ انقلاب‌مان را به گوش همه‌ برسانیم. حتا اگر ما را فیلتر كنند، شناخته‌شده‌تر می‌شویم. این‌كه وبلاگ‌نیوز و آهستان و مدرسه‌ی ما و وبلاگ ِ ارزشی‌ها را فیلتر می‌كنند، دلیل ِ این است كه یك جایی، مشكلی هست كه باید یك حزب‌اللهی برود و حلّش بكند. این نشان می‌دهد كه هنوز كه هنوز است به وجود ِ حزب‌اللهی‌ها نیاز داریم.

حرف ِ ما نیز جهان‌شمول است و همه‌جهانی‌ست. ما اهل ِ گفت‌وگو هستیم و طرف‌دار جهانی‌سازی هستیم. به نظر ِ ما، همه‌ی دنیا باید به سمت ِ جهانی‌شدن بروند. حرف ِ جهانی، رهبر ِ جهانی و الی آخر. ما اگر چه در ایرانیم و فارسی صحبت می‌كنیم؛ اما حرف‌های‌مان برای ایران نیست. ما بیرق به دستان ِ صدور ِ انقلاب، به همه‌ی اقصی نقاط عالمیم. ما نخواهیم گذاشت، صدای ِ هل من ناصر ِ مردمان مظلوم جهان شنیده نشود. ما همه‌مان طلبه‌ی سیرجانی هستیم و هر طلبه‌ی سیرجانی سعی می‌كند، بنا به تخصص‌اش عرصه‌ای را پر كند. طلبه‌ی سیرجانی‌ها، گاه سطل‌آشغال‌زن‌ها را هو می‌كنند و از میدان به در می‌كنند و گاه، در مراكز ِ تحقیقاتی، اورانیوم غنی می‌كنند.

دیدگاه ها ( )

ما سالگرد مصاحبه ی روشنفکرترین زن ِ ایران را با بی بی سی جشن می گیریم

ما سالگرد مصاحبه ی روشنفکرترین زن ِ ایران را با بی بی سی جشن می گیریم. ما ساعت ِ بیست و سه و اندی ِ بیست و دوم ِ خرداد را جشن می گیریم. ما هنوز که هنوز است الله اکبر خامنه ای رهبر می گوییم. ما هنوز دست می زنیم و هورا می کشیم. ما هنوز حاضریم تا خود ِ صبح توی ِ میدان ِ ولی عصر با موسوی چی های ِ منطقی، منطقی بحث کنیم و فرداش نیز با سطل ِ زباله آتش زن ها، رخ به رخ شویم. ما هنوز چوب ِ پرچم ِ جمهوری ِ اسلامی را که پارسال تکان می دادم، نگه داشته ایم. ما هنوز که هنوز است، هستیم. بیش تر از هرسال. بیش تر از هر زمان. بیش تراز حتا زمان ِ جنگ.

ما هنوز که هنوز است فیلم ِ بی سوادی ِ کروبی را می بینیم. دسته جمعی هم می بینیم. دسته جمعی هم می خندیم و دسته جمعی هم باز و باز و باز می بینیم. ما هنوز که هنوز است حاضریم با استاد ِ سکولارمان که نه فقط اسلام، که ادیان ِ ابراهیمی را قبول ندارد با تمام ِ مهربانی بحث کنیم. ما هنوز که هنوز است مسخره می شویم از طرف ِ استاد ِ دانشگاه مان. ما هنوز که هنوز است تیکه های هر روزه ی استادهای مان را که از بی بصیرتی ست، به جان ِ دل می پذیریم. ما هنوز هم به استادهای مان تیکه نمی اندازیم. ما هنوز هم که هنوز است وقتی به مان می گویند: شما مخالف ِ آزادی بیان هستیم، متعجب می شویم و این در حالی ست که در ادامه همان موافق ِ آزادی بیان، به روش ِ روشنفکری، بر سرمان می کوبد و به سخره می گیردمان.

ما آبدیده شده ایم. یک سال می گذرد و آبدیده تر شده ایم. من هنوز هم که هنوز است، معتقدم که بسیاری از کسانی که در راهپیمایی بیست و پنج خرداد شرکت کردند، حزب اللهی بوده اند و هنوز هم که هنوز است از هر کدام از دوستان ِ حزب اللهی ام می پرسم که آیا شما در آنجا بوده اید، جواب مثبت می شنوم. نمی دانم پس چرا آن راهپیمایی به اسم ِ موسوی چی ها تمام شد. من هنوز هم که هنوز است دارم می پرسم که دلیل ِ موسوی چی ها بر ادعای تقلب چیست و چرا هنوز هم که هنوز است یک برهان و دلیل برای ِ ادعای شان نیاورده اند.

من می خواهم سالگرد ِ مصاحبه ی زهره کاظمی یا همان رهنورد را جشن بگیرم. مصاحبه ی ایشان ختم ِ روشنفکری در ایران است.

دیدگاه ها ( )

آیت الله امامی كاشانی، باقی‌ماندن مدرسه‌ی عالی تهران را پذیرفت. این خبری بود كه دیشب در رسانه‌ها پچیید و حاصلِ گفت‌و‌گوی ایشان یا خبرگزاری فارس بود. بی‌هیچ شك و شبهه، این بازگشت به رأی و نظرِ اكثریتِ اساتید و دانش‌پژوهان، جای ِ قدردانیِ از ایشان را باقی می‌گذارد و بی‌شك، دور شدن از استحاله‌ی هویتِ مدرسه‌ی عالی را در پی خواهد داشت.

این همه، حاصلِ دقت‌نظر اساتید و دانش‌پژوهان مدرسه‌ی عالی‌ست كه متعهدانه و در عین نظم و ادب، به بیانِ نحوه‌ی نگاهِ خود به این موضوع پرداختند و نقدِ خویش را بر مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، به جدّ و مستدل بیان داشتند. فرمایشات آیت الله امامی كاشانی، كه به حتم در مشورت با برخی از مقامات ارشد مدرسه تنظیم شده است، نكات فراوانی داشت كه شایسته‌ی توجه است:

ـ ایشان در این مصاحبه، بیان داشته‌اند كه مدرسه عالی با همین نام باقی می‌ماند و تغییر عنوان مصوب شده، مربوط به شعبه‌های این مدرسه خواهد بود. این بدین معناست كه مكان فعلی مدرسه‌ی عالی با عنوان "مدرسه‌ی عالی شهید مطهری" به كار خود ادامه خواهد داد و سه شعبه‌ی یزد و زاهدان و مشهد، مشمولِ دانشگاه شدن خواهند شد. لازم به تذكر است كه استدلال‌های مقامات مدرسه‌ی عالی مبنی بر تغییر عنوان مدرسه‌ی عالی، و در جلسه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی اما این مطالب را نمی‌رساند و این به معنای نحوه‌ی نگاهِ جدید‌ی‌ست كه پس از مسائل هفت روزِ گذشته، شكل گرفته است. لازم به ذكر است كه با بیان جدید، مشكل تعامل با دانشگاه‌های دیگر كه یكی از دلایل تغییر عنوان ذكر شده بود، پابرجاست و به نتیجه نرسیده است.

ـ این مصاحبه البته می‌رساند كه بنا بر گفته‌ی حضرت آیت الله، و بنا بر خواسته‌ی دانش‌پژوهان و سخنان برخی از اعضایِ شاخص شورای عالی انقلاب فرهنگی، درخواست جدیدی مبنی بر بررسی جدّی مصوبه‌ی پیشین آن شورا مطرح شده است و كارشناسی شدن این موضوع را در پی خواهد داشت. چرا كه مصاحبه‌ی آیت الله به نحوی درخواست و بیان جدیدی را از شورا طلب می‌كند كه بر رسیدن ِ مجدد موضوع تغییر عنوان را نتیجه می‌شود.

ـ نكته‌ی دیگر، وضعیت تعامل با حوزه‌ی علمیه‌ی قم خواهد بود. بر اساس وضعیت جدید، دانش‌پژوهان شعبه‌های غیر از تهران ِ مدرسه‌ی عالی، به احتمال زیاد، به عنوان طلبه در حوزه‌ی علمیه‌ی قم پذیرفته نخواهند شد. چرا كه ایشان، ذیل عنوان دانشگاه مشغول به فعالیت بوده و مدارك‌شان نیز با عنوان دانشگاه شهید مطهری زده تایید و اعلام خواهد شد. این مسئله از نكاتی مهمی‌ست كه بایست به آن توجه داشت.

ـ یكی دیگر از نكات، وضعیت فعلی دانش‌پژوهان مدرسه‌ی عالی می‌باشد كه با امید تحصیل در هر دو ساختار حووی و دانشگاهی را داشتند. سرنوشت این عزیزان چه خواهد شد؟ آیا حوزه‌ی علمیه قم می‌پذیرد كه با عنوان دانشگاه، به محصلان در شعبه‌های دیگر مدرسه‌ی عالی مدرك حوزوی بدهند؟ این سوالی‌ست كه به احتمال زیاد، ‌پاسخی منفی را در پی خواهد داشت.

ـ نكته‌ی دیگر اصرار مسئولان مدرسه‌ی عالی، بر ارائه‌ی رشته‌های متنوع و جدید می‌باشد. این درحالی‌ست كه وضعیت مدیریتی مدرسه‌ی عالی،‌ به نحوی‌ست كه تا گنون از پس ِ مشكلات آموزشیب فعلی نیز بر نیامده است و طلاب و دانش‌جویان ِ ‌فعلی نیز از این وضعیت ناراضی هستند. این مشكل، در شهرستان‌ها حادتر بوده و وضعیت آموزشی نامطلوب شعبه‌های دیگر نیز مسئله‌ی همیشگی بوده است. این در حالی‌ست كه موقوفات فراوان و اموال فراوانی كه در اختیار مسئولین مدرسه‌ی عالی می‌باشد با حساب و كتاب درستی سامان‌داده نمی‌شود و طلاب مدرسه‌ی عالی از مشكل امكانات نیز برخوردارند. به نظر سخنان آیت الله امامی كاشانی پیرامون خارج شدن از محدوده‌ی معقول و منقول، ناصحیح و وارد شدن به عرصه‌ی مدیریتی ِ جدیدی‌ست كه مدیران فعلی از پسِ آن برنخواهند آمد. بهتر است به وضعیت فعلی مدرسه سامان دهند، سپس به فكر اضافه كردن رشته‌های جدید بیفتند.

ـ هر چه، این تغییرِ رویكرد مسئولان مدرسه‌ی عالی شهید مطهری را باید به فال ِ نیك گرفت؛ و از آیت الله امامی كاشانی به خاطر نگاه مثبت‌شان به نظرات منتقدان قدردانی كرد. از شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز بررسی دقیق‌تر و كارشناسی درخواست تغییر را در اولین نشست آن شورا، مطالبه كرد و از خداوند متعال خواست تا در سایه‌ی توجهات حضرت حجت، ارواحنا فداه، و زعامت مقام معظم رهبری، اصلاح امور مدرسه عالی شهید مطهری در آینده به سرعت شكل پذیرد.

دیدگاه ها ( )


(تعداد کل صفحات:5) 1 2 3 4 5